تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
و در آخر تنها چیزی که یاد گرفتم این بود که چطور قوی باشم تنهایی :)


بازی بازییییییی هر کی هست اعلام وجود کنه

همههههه دعوتیددددددددددد بیاید یکم بخندین

تمنایــ وجــود ۳۱ تیر ۹۷ ، ۱۶:۴۶ ۱۷ ۰ ۱۰۳

نظرات (۱۷)

  • ملینا ...
    يكشنبه ۳۱ تیر ۹۷ , ۱۷:۰۴
    شروع کنیم 
    ولی چه بازی؟
    • author avatar
      تمنایــ وجــود
      ۳۱ تیر ۹۷، ۱۷:۰۵
      بازی دیگه خخخخخخخ نه بیا خاطرات باحالمون رو تعریف کنیم
  • ملینا ...
    يكشنبه ۳۱ تیر ۹۷ , ۱۷:۰۶
    بتعریف تا یادم بیاد خخخ
    • author avatar
      تمنایــ وجــود
      ۳۱ تیر ۹۷، ۱۷:۰۹
      اقا چند شب پیششش از مرحوم  خسرو شکیبایی فیلم گذاشته بود بابامم داشت میدید قشنگ تو عمق فیلم بود بعد من توی حیاطمون کار داشتم رفتم توی حیااط داشتم از پله ها میرفتم پاییت توی فیلم دختره باباشو صدا زد
      +باباااااااااااااااااااا
      بابای منم فک کرد من صداش زدم بلند گفا
      -بلهههههههههه
      اقا از خنده زیاد سه تا پله شپلق با مخ رفتم پایین خلاصه اینقد خندیدیم که داشتیم میمردیم
  • ملینا ...
    يكشنبه ۳۱ تیر ۹۷ , ۱۷:۱۳
    خخخخخخخخخخخخخخخ 
    یمی از دوست هام چهرش شبیه پسراس هم چهره هم هیکل هم تیپ 
    اومد خونمون درس بخونیم عمم سر زده اومد خونمو ما هم دو تا تنها بودیم 
    عاقا عمم دوستمو دید مات و مبهوت داشت نگام میکرد کم مونده بود بخوابونه دهنش 
    منم سریع معرفی کردم تا دعوا نشده خخخخخ
    • author avatar
      تمنایــ وجــود
      ۳۱ تیر ۹۷، ۱۷:۱۵
      خخخخخ واییییییییی خخخخخخ
      امروز ظهر داشتیم ماستو خیار میخوردیم :دی
      یاد یه جوک افتادم اخه بی نهایت شبیه جوکه بودیم
      اغا سفرمون ازیناس که عکس کبابو ...... هست بعد خخندیدمو بای صدای مظلوم گفتم یه سفره داریم روش کبابه نشستیم  با بغض داریم ماستو خیار میخوریم خخخخ مامانم از خنده ترکید خخ
  • علیرضا آهنی
    يكشنبه ۳۱ تیر ۹۷ , ۱۷:۱۴
    یه بار با بابام رفته بودیم پارک بعد من یه گیاه بودی بودی شبیه گندم رو کندم آروم آروم آوردم نزدیک گوش بابام بابام پرید بالاها پریدا !!! خخخ
    • author avatar
      تمنایــ وجــود
      ۳۱ تیر ۹۷، ۱۷:۱۶
      خخخخخخخ واییییی منم ازین کرما زیاد ریختم توی حیاطمدرسه زنگ تربیت بدنی نشسته بودیم رو نیمکتا یه برگ خشک برداشتم بردم کنار گوش دوستم یه جیغ زد بعد بلند شد دور حیاط مدرسه شروع به دویدن کرد خخخخخ بعدم اومد یه نشگون از دستم گرفت خدا شاهده هنوز از دوسال پیش کبوده خخخخ
  • ملینا ...
    يكشنبه ۳۱ تیر ۹۷ , ۱۷:۱۹
    خخخخخخخ 
    تو مدرسه داشتم روی در کلاس اهنگ میزدم 
    در اوج بندری بودیم که مدیر مدرسه درو باز کرد
    شانس اوردم نزدم تو صورتش 
    بعد هم با جدیت چند بار زدم رو در کلاس داد زدم بچه ها ساکت سرم رفت 
    مدیر هم برگشت گفت کاش همتون مثل این اروم بودید خخخخخ
    ولی بعد بچه ها اسفالتم کردن خخخخ
    • author avatar
      تمنایــ وجــود
      ۳۱ تیر ۹۷، ۱۷:۲۲
      خخخخخخخخ عی خدا

      یه بار تومدرسه داشتم پشت سر ناظممون بد میگفتم اخه خیلی رو اعصاب بود خخخ بعد پشت سرم بود دوستمم هی افه میومد گفتم چه مرگته توعم من جلوی خوده خرشم میگم اغایکی زد به شونم برگشتم سکته رو رد کردم خخخ بعد گفت خوووووووب میگفتی الان توی روی خودم بگو منو نیشمو باز کردم در حدی که نیشام با گوشم سلام علیک میکردم گفتم عه چیزه خانم من منظورم شما نبودی خخخخ هیچی تا یه هفته چشم غره تحمل میکردم
  • علیرضا آهنی
    يكشنبه ۳۱ تیر ۹۷ , ۱۷:۲۵
    حالا یکی دیگه :
    منو دوستم داشتیم توی مدرسه می‌رفتیم دستمونم خیس‌بود ، من یه پس‌گردنی جانانه بهش زدم بعد در رفتم و منو بالاخره پیدا کرد و همچین پس‌گردنی زد هنوز هم که هنوزه میسوزه خخ
    • author avatar
      تمنایــ وجــود
      ۳۱ تیر ۹۷، ۱۷:۲۷
      اخ اخ حقته خخخخخخ ما یه بار تو مدرسه داشتیم اب بازی میکردیم دوستم با بتری اب ریخت روسرم شدم موش اب کشیده منم که تا تلافی نکنم دس بردار نیسم رفتم اب دار خونه اونجا یه شیلنگ بزرگ بود اقا شیر اب و باز کردمدوستمم همونجا بود فکر شو نمیکرد با شیلنگ خیسش کنم خخخ اقا همین که ابو با فشار باز کردم مدیر اومد تو اب دار خونه منم که خنگگگگگگگ به جای دوستم مدیرو خیس کردم خخخخخ خلاصه مدیر مونده بود بکشه منو یا بخنده خدا رحمم کرد خخخخخ
  • اقای رمانتیک
    يكشنبه ۳۱ تیر ۹۷ , ۱۷:۳۸
    اهان
    اره نظرات رو دیدم اما اهنی دیگه حرف نزده و همینظور ملینا
  • علیرضا آهنی
    يكشنبه ۳۱ تیر ۹۷ , ۱۷:۳۹
    داشتیم می‌رفتیم شمال با پراید ( ماشین قبلیمون ) بعد داشتیم می‌رفتیم که یکی زارت زد به پشتی پشتی زد به ما ما زدیم به جلویی جلویش زد به جلویش و این اتفاق تا ۷ ماشین دیگه هم تکرار شد!!!بعد وقتی ماشینه زد به ما خواهرم با صورت رفت تو پشتی ( اون چیزی‌ که پشت گردن راننده است ) خخخ
    • author avatar
      تمنایــ وجــود
      ۳۱ تیر ۹۷، ۱۷:۴۲
      خخخخخخخخخ وایییییییی یاد ی خاطرع توی شما افتادم بچه بودم حدود نه یا ده ساله اقا رفتیم نمک ابرو با داداش بزرگم رفتیم ترن دو نفره اینا که سرعتو ایناش دسه خودمونه اغا چار تا زن عرب با بچه هاشون افتادن جلوی ما بعد زن داداشم افتاد جلوی ما منو داداشمم اخرین ترن کل مسیرو اونا اروم میرفتن خخ ماهم با سرعتتتتتتتت هیییییییی میخوردیم به ترن جلویی ها ینی دلو رودم پیچیده بود بهم خخ اخره سر اونا که نگه داشت ما هنوز سرعت داشتیم با سرعت خوردیم به ترنای جلویی ینی سرا عین شتر مرغ رفت جلو برگشت سر جاش ینی عکساشو که میبینم میپکم هخخخ
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

I say Never Never landdelivery

✌هرگز هرگز تسلــیم نشـــو✌