تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
و در آخر تنها چیزی که یاد گرفتم این بود که چطور قوی باشم تنهایی :)


یهو ب ذهنم رسید به جای شمردن گوسفندا که هیچ فایده ای نداره بیام وقایع پریروز و دیروزمو بنویسم ...یکشنبه روز وحشتناکی بود از صبح همش بلا سرم میومد تا اینکه ساعت2:30دقیقه بود که...چندتا برچسب دیواری درست کرده بودم که توی اموزشگاهمون بچسبونم...سوزن چرم دوزیمو با قرقره نخم گزاشتم کنار تخت تا بعد که خواستم برم اموزشگاه برشون دارم کع ...نمیدونم چیشد و چجوری اتفاق افتاد که سوزن ب اون بزرگیو ندیدمو...بله فاجعه هفت سانت سوزن توی پاشنه پام ...خوب به خاطر ماهیچه های پا زیاد دردشو حس نکردمو فکر کردم ستحی رفت توی پام ولی...وقتی سوزنو اونجوری توی پام دیدم حسابی حالم بد شد ...شاید وحشت ناک ترین صحنه ای بود ک از نزدیک حسش کردم...خلاصه بگم که خیلی زیاد بد بودو ب بدبختی تونستیم با امبر دست معدوف خخخخخ سوزنو بیرون اوردیم خدا رحم کرد سوزن نشکست توی پام...ساعت چهار کلاس داشتم حالم هنوز سر جاش نیومده بود با اون حال زار اماده شدمو رفتم سر کلاس.... که گوشی زنگ خورد جواب دادم از هنرستان بود ...خانم عبدلی...ازم درخواست کمک کردو منم چون از قبل گفته بودم برای کار ها خبرم کنن قبول کردم که دوشنبه8صبح توی هنرستان باشم....اونشب و که کلا همش حس میکردم هنوز سوزن توی پامه تا حدود ساعت4صبح بیدار بودم...ساعت 7از خواب بیدار شدم اول یدونه لقمه گرفتمو خوردم ...مامانمم بیرون بود رفته بود شرکت قالی بافا و کارت اتبوس منم برده بود:-|بماند ک با چه بدبختی خودمو رسوندم هنرستان ...اونقدرم ازم کار کشیدن که پای اسیب دیدم سر شده بود حدود15تاسیستم ویندوز عوض کردیمو کابلای شبکع رو متصل کردیمو هزار تا کوفتو زهر مار دیگه تا ساعت2:30توی هنرستان مشغول بودم ...کارم ک تموم شد با عجله برگشتم خونه و لباسامو عوض کردمو با اون پا درد فجیعم رفتم سمت اموزش گاه که اویزارو وصل کنم یعنی وقتی از چهار پایه بالا میرفتم سیرکی بود برای خودش تا ساعتپنج کارم تموم شد..برگشتم خکنه و ناهار نخورده بیهوش شدم خخخخ تا ساعت 6:30خواب تا بابام بیدارم کرد....بعدم با حوردن یکم ماکارانی اومدم توی اتاقمو شروع کردم ب چرم دوزی ...خدایی خودم تو کف فعالیتامم کلا خیلی فعالمو بیکار نمیتونم بشینم....شاید توی این تابستون سر جمع پنج شب هم نخوابیدم....این کم خوابی ها اذیتم میکنه...ولی همش از خستگیه...

پ ن:چون طولانیه نمیخواد بخونید صرفا جهت تخلیه خودم بود دوست داشتم بنویسم ممنون:-)
تمنایــ وجــود ۲۰ شهریور ۹۷ ، ۰۳:۰۱ ۳ ۴ ۴۶

نظرات (۳)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

I say Never Never landdelivery

✌هرگز هرگز تسلــیم نشـــو✌